اولین پروازها و معروف! – پیشگیری از RD


من مدتها پیش یک بروزرسانی جمعه خانوادگی ارسال کردم! هر دو دختر یک سال مدرسه را شروع کردند – یکی قبلاً “قرنطینه” شده بود. در این باره در یک لحظه بیشتر بدانید. پسر کوچک من اکنون 5 ساله است ، ما هر دو تولد آنها را با یک مهمانی با هم جشن گرفتیم ، مارک یک سال بزرگتر است (41!) ، دختران اولین پرواز خود را با هواپیما انجام داده اند و شی هفته آینده 7 ساله خواهد شد! سرش شلوغ بود!

چند هفته پیش ، دوست عزیز ما جس ، پرستار دختر ، چند سال پیش دختران را به “جشنواره پاییز” در مرکز شهر ما برد. آنها همیشه برای بچه ها چیزهای نوازش و سرگرم کننده ای دارند – این یکی از رویدادهای پاییزی مورد علاقه من در نزدیکی ما است ، و وقتی فهمیدم آن روز جشن تولد آنها را رزرو کرده ام ، ناراحت شدم! بنابراین ، جس عزیز دختران را به جشنواره پاییز برد ، همه آنها لباس تولد خود را پوشیده بودند تا بتوانم به مهمانی بروم و مارک یخچال را بسته و برای پیتزا دوید. جس اس ام اس ارسال کرد و گفت که روزنامه محلی از آنها خواسته است تا از دخترانی که اسم حیوان دست اموز را نوازش می کنند عکس بگیرند ، و اینک آنها عکس عظیمی از آنها را در کاغذ داشتند که سرانجام به عنوان جلد جلد آنها گرفته شد. صفحه فیس بوک (پایین). آنها برای این مناسبت بسیار پوشیده به نظر می رسند ، اما زیبا بود! من و مارک یک نسخه از صفحه روزنامه را از دوستان و همکارانمان به یادگار گرفتیم.

دختران برای تولدشان اسباب بازی های جدید زیادی تهیه کردند و از بازی با آنها بسیار لذت بردند. همانطور که در قسمت پادکست “چیزهایی که گفتیم هرگز آنها را مطرح نکردیم” با جینا صحبت می کردیم ، من در مورد اینکه چگونه برای دختران خود هدیه نمی خریم صحبت می کنیم تا آنها 9 ماه کامل بعد از کریسمس داشته باشند تا از آنچه من دریافت کردم لذت ببرند. آنها فقط هدایای افتتاح شده در آتلانتا از طریق خاله ها و اسکیت رولر داده شد … روشن می شود! و پی جی های تک شاخ خود را رنگ آمیزی کنید. مارک آبجو تقویم Advent را دریافت کرد (# حسود).

پایپر اولین تصادف شبانه خود را داشت … چند هفته پیش. وقتی صبح از او پرسیدم ، گفت: “متاسفم. من فقط در خواب شنا با پری دریایی شنا می کردم و می دانم که ادرار کردن در دریاچه اشکالی ندارد … “من هیستریک خندیدم و نمی توانم بگویم اشتباه کرده است!

من از هیچ یک از دختران TON در مورد مدرسه نمی شنوم. مدام س questionsال می کنم و بازخورد هیجان انگیزی در مورد ناهار و استراحت می گیرم. گاهی موسیقی ، هنر یا ورزشگاه. ما روال جدیدی را برای خواندن کتابهای کتابخانه که از مرکز رسانه ای مدرسه قبل از روشن شدن تلویزیون در شب به نظر می رسند ، آغاز کردیم. ما سعی می کنیم به آن پایبند باشیم – برای همه ما خوب است!

تولد مارک ، شنبه گذشته ، 25ث، بیرون خوب بود ما هیچ برنامه واقعی نداشتیم ، بنابراین او تصمیم گرفت که بتوانیم به تپه های شنی ، که در حدود 10 دقیقه جنوب ما هستند ، رفته و پیاده روی کنیم. پایپر بزرگترین تپه شنی را انتخاب کرد و دو بار صعود کرد. در حالی که او بسیاری از چیزهای ورزشی را به گرمی در آغوش نمی گیرد ، دختران عاشق ، دوست دارند ، دوست دارند از تپه های شنی بالا بروند. همه ما مدفوع بودیم ، در یکی از دره ها نشسته بودیم و پایپر چندین تپه شنی را بالا و پایین می دوید. روز بعد از کلیسا ، پایپر می خواست بیشتر به تپه های شنی برگردد! مارک آنها را گرفت و من در اطراف خانه یک TON انجام دادم. این زمان آرام نمی تواند چیزی جز شادی باشد!

ما آخر هفته به آتلانتا رفتیم تا خواهر و همسر مارک را در خانه جدید زیباشان ملاقات کنیم. مهمانداران عزیز ، و ما در سوئیت آنها خواهیم ماند. بسیار زیبا! خانه بسیار زیبا و زیبا تزئین شده است! من می خواهم فکر کنم اگر من بچه نداشتم خانه من بسیار مرتب ، تمیز و زیبا مبله می شد ، اما احتمالاً اینطور نیست today ما امروز به آکواریوم می رویم و یک آخر هفته سرگرم کننده در انتظار ما است ، مطمئن.

و حداقل ما اینجا هستیم. وقتی حدود ساعت دو بعدازظهر سه شنبه بعد از ظهر از بخش دختران با من تماس گرفتند که پایپر روز جمعه در معرض بیماری کووید (نقاب دار) قرار گرفت و من مجبور شدم به دنبال آن بروم ، قلبم متلاشی شد. همه ما از سفر بسیار هیجان زده بودیم و به کار و نگرانی های COVID فکر نمی کردیم. من بلافاصله پایپر را برای آزمایش سریع (منفی ، روز 4 پس از قرار گرفتن در معرض) گرفتم و به من گفتند که برای بازگرداندن او در روز دوشنبه به یک آزمایش منفی در روز 5 احتیاج دارد و اگر می خواهم او زودتر برگردد ، من به یک فوریت روزانه نیاز دارم. آزمایش بخش بهداشت به من گفت آزمایش سریع 24 ساعت خوب بود ، اما مدرسه یک روز می خواست. خوب ، سایتهای مورد آزمایش قبل از ساعت 9:30 صبح در نزدیکی ما باز نمی شوند و نتایج ممکن است در برخی نقاط تا 1 ساعت طول بکشد. نیازی به گفتن نیست که چهارشنبه و پنجشنبه مشغول جلسات اولیه بودند ، بچه ای سوار اتوبوس شد ، از خانه با پایپر کار کرد ، سپس آزمایش کووید و شروع به کار … تا 11؟ بهم ریختگی! من سرانجام آن را در روز سه شنبه هنگامی که برای اولین بار پایپر خریدم آزمایش کردم ، زیرا احساس می کردم درست است ، به ویژه در سفرهای آینده و بعد از ظهر دیروز مارک گفت که احساس خستگی زیادی می کند بنابراین برای آزمایش رفت. است. همچنین منفی. چمن. این اولین بار بود که به غیر از من کسی مورد آزمایش قرار می گرفت و من از پاییز گذشته که یک بار در معرض نور قرار گرفتم و یک بار احساس گرما نکردم ، آن را آزمایش نکرده بودم. من هم مانند بقیه فراتر از این همه گیری هستم.

دختران در اولین پرواز عالی عمل کردند. ما تصمیم گرفتیم از فرودگاه کوچک (گران) این نزدیکی پرواز کنیم و سفر به و از شیکاگو اوهار را نجات دهیم. ما در مدت 4.5 ساعت از خانه به در آمدیم ، که البته برای دختران طولانی به نظر می رسید ، اما در واقع نسیم بود. آنها تصمیم گرفتند در هواپیما بنشینند ، که یک موتور جت کوچک ، دو و دو ردیفه بود و فقط 13 ردیف داشت. هر دو دختر این میان وعده را فوق العاده دانستند و هر دو مجبور بودند در پرواز 1 ساعته 25 دقیقه ای به حمام نگاه کنند ، با وجود اینکه دوبار قبل از بلند شدن از امکانات استفاده می کردند. چرخش چشم. آنها در هنگام برخاستن بسیار عصبی به نظر می رسیدند ، و هر دو زیر بغل را محکم گرفته بودند ، اما عملکرد فوق العاده ای داشتند. من حتی در مورد گوش گوش شکایت نکردم. شی دوست دارد در مورد نحوه سقوطش در هواپیما در دوران کودکی به من بگوید (درست است ، او فقط 1 ساله شد) و اینکه پایپر هنگامی که روی شکم من بود در هواپیما بود (درست است). اما با تمام نیت ، این اولین پرواز واقعی آنها بود. از پله های جادویی (پله برقی) و تراموا در فرودگاه آتلانتا نیز خوشم آمد. در این زندگی های کوچک اتفاقات بزرگ و بزرگی در حال رخ دادن است!

تولد شی چهارشنبه است و کلاس درس او بدون آجیل ، شیر و گلوتن است. باید در فروشگاه خریداری شود. کمک!!! لعنتی چه بفرستیم؟! او به ما اطلاع داد که برای شام پنیر mac-n می خواهد-پودر کنسرو شده. هیچ برنامه واقعی دیگری وجود ندارد زیرا ما اساسا از زمان تولد پایپر در 8 سپتامبر تولدمان را بدون وقفه جشن می گیریم.ثبه

من برنامه ریزی کوچکی برای PTO دارم که هفته آینده به خانه جدید دوست دخترم در شیکاگو بروم ، زیرا خانه ابدی او ساخته شده است. پسرش نیز در سپتامبر تولد خود را جشن گرفت ، بنابراین من بالاخره چند جعبه از درب ورودی بیرون می آورم.

از آتلانتا لذت ببرید – یک جمعه شاد برای همه و یک آخر هفته فوق العاده!

خوب باش،

دیدگاهتان را بنویسید